سلام.حالت خوبه؟نمیدونم چرا کلا دیگه نیسی
حتی چیزی هم نمینویسی بدونم چیکارا میکنی؟کجایی؟برنامت چیه؟کلا درچه حالی؟؟!!یعنی کلا بیخیالم شدی کلا ؟؟؟؟کلا؟؟؟اقا نخواستم دیگه دوستم داشته باشی و بهم فک کنی اما میتونی حداقل چند ماه یبار یه خبری از خودت اینجا بدی بهمقرارمون این بود حداقل اینجا از حال همدیگه بگیم بهمنمیدونمم چرا کاکتوسم چیزی نمینویسیحس میکنم اونجا دیگه راحت نیسی و یکی میخونه اونارو که دوس نداری بخونه براهمون چیزی نمینویسینمیدونم ایناهمش حدسیاتمهخلاصه اقا مهدی بی وفا نباشاره من خدای بی وفای
برچسب:
نویسنده: رضا زارعیپور
از اول آبان تو یه درمانگاه دندانپزشکی قسمت پذیرش کار میکنم
خیلی هم استرس دارم.ولی باید برممم.یعنی دوس دارم که برم.
شیفت صبح و عصر میرم
از شانسم درمانگاه تو خیابون باکریه
یعنی یه کوچولو شانس دارم برا دیدنت
موقع رفتن اومدن و ......
اولین باری که شانسی دیدمت میام اینجا مینویسم.
چقد ذوق دارمم
برچسب:
نویسنده: رضا زارعیپور